تبليغاتX
در یـای غـم ساحـل نـدارد -
((((عـاشـقـتـم xxx?)))

حتی بهونه میگیرم ازخودم *انگارروهمه دیوارا حک شدن

که بسوزوبسازتوی زندگی*بایدزوربگن تاوقتی که زنده ای

دیگه پاهام نایی واسه راه ندارند*ازتمام مردم شهرم بیزارن

دیگه خسته شدم ازبس نوشتم*زندگیم وتلخیه سرنوشتم

توی این دنیابین این همه آدم*چرا بمونم توی حسرت وماتم

توی این زندگی که هستش یک سفر*همه عمرم وزندگیم شدیک نفر

خدا می خونم بالب بستم*دارم می نویسم بادستای خستم

چیزی نمیگم وسرجام نشستم*چشم امیدم وبه دستای توبستم

می دونم تاهمین جا هم*خواست توبود که موندم

دست وپام سوختن،زندگی زنجیرشده*بارفتن همه تنهاییم تکمیل شده

سکوت مرهم فقط واسه زخم دلم*همه اینجاهستن وفکرمیکنن سخته برم

اماآرزوم بودهمیشه برم ونیام*خدا فکرمیکنی آرزومه بگم ونخوام

صدام درنمیاد،یعنی حقیقت داره*که تاروپودم شده زیرنصیحت پاره

ظاهرا زیباست بادیدن همه چی ازدور*چیزی نمیخوام ازکسی واسه همه چی ممنون

دستام خسته شدن ازبس بودن باقلم غم*کاغذمم میکشه یه نفس بارفتن من

+ نوشته شده در  2008/1/5ساعت 23:53  توسط dj ebi | 
 
JavaScript Codes JavaScript Codes

JavaScript Codes

dj hamiiiiiiiiiiid

JavaScript Codes