![]() |
![]() |
|
| ((((عـاشـقـتـم xxx?))) |
|
زندگی را دوست دارم
اما نه در قفس
بوسه را دوست دارم
اما نه روی هوس
تو را دوست دارم
تا آخرین نفس
|
|
+ نوشته شده در
2009/6/27ساعت 23:4 توسط dj ebi |
|
|
منو ببخش عزیز من اگه می گم باهام نمون
دستای خالیمو ببین آخر قصه رو بخون
ترانه ای رو که برات گفته بودم فروختمش
با پول اون نخ خریدم زخم دلم رو بستمش
همسفر شعر و جنون عاشق ترین عالمم
تو عشقتو ازمن بگیر من واسه تو خیلی کمم
بین من و تو فاصله است یک در سرد آهنی
من که کلیدی ندارم تو واسه چی در می زنی
|
|
+ نوشته شده در
2008/11/17ساعت 3:55 توسط dj ebi |
|
![]() اصلا می زارم می رم. از اينجا می رم. می رم يه جايی که نه تو باشی نه هيچ کسه ديگه. نه اب نه زمين نه کوه نه ... . يه جای خالی و پر از سکوت. بدون صدا و بدون حرف. يه جای بزرگ که هيچ وقت به تنگ نمياد. می رم يه جزيره کشف می کنم وسط چندتا اقيانوس. يه جزيره ی ناشناخته که حتی پشه هم نداره. با خودم يه صندلی هم می برم. دست و پام رو هم می برم. مغز نداشته م هم مال تو . مال خودت. مال همه ی عالم. هرچی دارم و ندارم.از اين چهارچوب گرفته تا ريز به ريز کلماتی که هميشه به کار می برم.مال تومی خوام اونجا که رفتم فقط من باشم وهيچ کس. من باشم و صندليم و اسمون. اصلا می دونی چيه اگه می شد يه جا برم که سقف نداشته باشه حتما می رفتم اونجا. ولی نيست. هرجا برم اين اسمون لعنتی بالا سرمه. حالا چه با ستاره هاش چه بدون اونا.بود و نبودشون فرقی نمی کنه. هيچ کدوم مال من نيستن. نه اونا با من کار دارن نه من با اونا!!ولی بهتر اينه که برم يه جايی که سرتا سر سفيد باشه و بدون انتها. بعد يه گوشه ای من بشينم رو صندليم و فقط نگاه کنم. نگاه می کنم به تمام اين سفيديا چشمام و باز نگه می دارم و گوشامُ ازادمی زارم که هرچی دوست دارن گوش بدن. اونوقت هيچ مغزی هم ندارم که فکر بکنه؛ به اين و اون ُ هيچ و پوچ. لذت بخشه نه؟؟؟؟؟ بی هدف؛ بی انگيزه؛ بی چيز؛ بی خدا! يا بهتره بگم: بی هدف تر. بی انگيزه تر. بی چيزتر و بی... نه؛ مگه می شه بی خدا بود؟ اصلا مگه می شه خدا نباشه؟؟ نمی شه . برا همينه که دنبال يه جای ناشناخته می گردم. يه جايی که اصلا جا نباشه. يه جايی که وجود نداشته باشه. نيست. برای همينه که آرزوش رو دارم.
|
|
+ نوشته شده در
2008/11/17ساعت 3:44 توسط dj ebi |
|
|
عیان دروغین عشق!!!!!!!
سلام به همه دوستان امیدوارم که حالتون خوب باشه
از همه دوستانی که نظر دادند تشکر می کنم خوب تیتر ایندفه شاید کمی عجیب باشه ولی با دیدن این عکس خودتون متوجه میشین
خوب به نظر شما کدوم عاشقی مرگ و پایان معشوقشو می خواد ؟؟؟؟؟؟!!!!!!!!!!!
نظر شما چیه؟ |
|
+ نوشته شده در
2008/9/1ساعت 7:50 توسط dj ebi |
|
|
همين که هستی کافيست
دور از من ... بدون من ... چه فرقی می کند گل که می خری خوب است برای من نيست نباشد... همين که رختمان زير يک آفتاب خشک می شود کافيست دلخوشم به اين حماقت شيرين هنوز هم می خوانی مرا...!؟ ![]() |
|
+ نوشته شده در
2008/9/1ساعت 7:44 توسط dj ebi |
|
|
چه زیباست برای توماندن وبه پای توسوختن وچه تلخ وغم انگیزاست دورازتوبودن برای توگریستن وبه عشق ودنیای تونرسیدن ای کاش می دانستی بدون توزندگی چه ناشکیباست **************************************** هرکسی اومدپیشم یه ذره جاتونگرفت هیچ ادایی جای اون نازوادات ونگرفت پیش هرنقاشی رفتم تورونقاشی کنه روی هر بومی کشید رنگ چشاتونگرفت
گریه هایم بی صداست عشق من بی انتهاست ردپای اشکهایم رابگیر تابدانی خانه ی عشقم کجاست
|
|
+ نوشته شده در
2008/2/27ساعت 21:45 توسط dj ebi |
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/24ساعت 10:59 توسط dj ebi |
|
|
دختره به پسره میگه : واقعاْ حاظری با من ازدواج کنی ؟ پسره میگه آره .
دختره میگه حتی با اینکه چشمام نمیتونه ببینه ؟ پسره میکه آره .
راستی اگه یه روزی چشمات خوب بشه باز هم حاظری با من ازدواج کنی؟
دختره بهش میگه آره مطمئن باش .
بعد از مدتی به دختره خبر میدن که 2تا چشم برای پیوند آمادست. عمل با موفقیت
انجام می شه و دختره منتظرپسره میشه تا بیادش اما وقتی پسره رو میبینه ،
میبینه که اون کوره پسره بهش میگه حالا با من ازدواج میکنی ؟ دختره بهش
میگه نه !!!!!!!!
پسره میگه باشه اشکال نداره و در حالی که لبخند غم انگیزی بر لبش بود گفت :
من رفتم آما قول بده مواظب چشمای من باشی
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/24ساعت 10:56 توسط dj ebi |
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/18ساعت 16:59 توسط dj ebi |
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/17ساعت 16:10 توسط dj ebi |
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/17ساعت 16:8 توسط dj ebi |
|
|
امشب هم برای تو خواهم نوشت
شبی در سکوت تنهایی خودم شبی پر از ستاره های عاشق شبی با نور قرص ماه می نویسم از تو برای تو چون دل بهانه را در خود می بیند چون دستانم گرمی دستانت را می خواهد چون چشمانم دیدن نوری را می خواهد که فقط در چشمان تو آن را پیدا خواهد کرد
امشب باز خواهم رفت به جایی به دنیایی که در تنهایی خودم آن را ساختم دنیای که در تنهایی به سراغش می روم نه در تنهایی من همیشه می روم و من تو را در این دنیای خودم آورده ام و جای دادم
این دنیايه کوچک من شاید عجیب باشد چيز های را در آن قرار داده ام
چيز هايی را کنار گذاشتم که در اين دنيای بزرگ اين طور نيست در دنیای کوچک خود هوس را کنار گذاشتم نفرت و نا امیدی را راه نداده ام در آنجا همه چیز شکل انتظار دارد عشق را سر دروازه آن نوشتم. پایه های دوست داشتن را آنفدر محکم زدم که به هیچ عنوان از بین نخواهد رفت و من تو را در آغاز این دنیا قرار داده ام |
|
+ نوشته شده در
2008/1/10ساعت 22:30 توسط dj ebi |
|
درد فریـــاد...
همه وقتـی درد دارند ، فـرياد مـی کشند ٬
مـــــن !
وقتـی فــــرياد دارم ، درد مــی کشــم !... |
|
+ نوشته شده در
2008/1/10ساعت 22:25 توسط dj ebi |
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/9ساعت 11:5 توسط dj ebi |
|
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/9ساعت 11:4 توسط dj ebi |
|
|
به من بگو قبل از آمدن به این دنیا کجا بودی؟ تا بگویم بعد از مرگ کجا میروی . ::::
عشق صميميت و محبت ....امروز هفته ها از آن روز مي گذرد ولي تو هر گز بر نگشته اي صدايت در گوشم زمزمه مي شود و نگاهت در ذهنم مجسم ولي من تو را مي خواهم نه خيالت را... |
|
+ نوشته شده در
2008/1/9ساعت 11:3 توسط dj ebi |
|
|
|
|
+ نوشته شده در
2008/1/6ساعت 0:9 توسط dj ebi |
|
|
اگردیدی که یاری در برم هست
بدان این حاصل تنهاییم است
ولیکن دردرون خودهنوزم
زبی یاری دل دارم میسوزم
چراآهی گرفته دامن من
چراهرکس گریزد ازدل من
توکی شمع گشتی من دورت نگشتم
من وتویارشدیم بهرتومن پرپرنگشتم
من مانده ام تنهاچرایاری نمی آید
دلم ازپیش لطف رب چرابی بهره می آید
من که از بهردلم هیچ دلبری پیدانکردم
گو که ازبهردلم پیش که من صودانکردم
ای یارمن کجایی؟
از بهراین دل من
وقت است که بازآیی |
|
+ نوشته شده در
2008/1/5ساعت 23:55 توسط dj ebi |
|
|
حتی بهونه میگیرم ازخودم *انگارروهمه دیوارا حک شدن که بسوزوبسازتوی زندگی*بایدزوربگن تاوقتی که زنده ای دیگه پاهام نایی واسه راه ندارند*ازتمام مردم شهرم بیزارن دیگه خسته شدم ازبس نوشتم*زندگیم وتلخیه سرنوشتم توی این دنیابین این همه آدم*چرا بمونم توی حسرت وماتم توی این زندگی که هستش یک سفر*همه عمرم وزندگیم شدیک نفر خدا می خونم بالب بستم*دارم می نویسم بادستای خستم چیزی نمیگم وسرجام نشستم*چشم امیدم وبه دستای توبستم می دونم تاهمین جا هم*خواست توبود که موندم دست وپام سوختن،زندگی زنجیرشده*بارفتن همه تنهاییم تکمیل شده سکوت مرهم فقط واسه زخم دلم*همه اینجاهستن وفکرمیکنن سخته برم اماآرزوم بودهمیشه برم ونیام*خدا فکرمیکنی آرزومه بگم ونخوام صدام درنمیاد،یعنی حقیقت داره*که تاروپودم شده زیرنصیحت پاره ظاهرا زیباست بادیدن همه چی ازدور*چیزی نمیخوام ازکسی واسه همه چی ممنون دستام خسته شدن ازبس بودن باقلم غم*کاغذمم میکشه یه نفس بارفتن من |
|
+ نوشته شده در
2008/1/5ساعت 23:53 توسط dj ebi |
|
|
باور کن که دوستت دارم
اي تنها بهانه براي زنده بودنم ، نفس کشيدنم دوستت دارم ....
اي اميد و آرزوي من ، دنياي من دوستت دارم....
اي تو به زيبايي يک گل سرخ ، به پاکي يک چشمه زلال ، به لطافت باران بهار
دوستت دارم....
اي تو فصل بهارم ، هميشه يارم ، همدم اين دل پاره پاره ام دوستت دارم....
اي تو آرامش وجودم ، همه بود و نبودم ، هستي و تار و پودم دوستت دارم....
اي تو طلوع زندگي ام ، ناجي لب تشنگي ام دوستت دارم....
اي تو عشق زندگي ام ، هميشگي ام ، ماندني ام دوستت دارم....
دوستت دارم و خواهم داشت اي که تو لايق اين دوست داشتني .....
عاشقت مي مانم و خواهم ماند اي که تو ليلي اين دل ديوانه اي....
به خاطرت جانم را ، زندگي ام را ، فدايت مي کنم ، نثارت ميکنم ......
دوستت دارم که چشمهايم را قرباني نگاهت ميکنم ....
اگر مي گويم که دوستت دارم از ته دلم مي گويم ، از تمام وجودم
مي گويم! |
|
+ نوشته شده در
2008/1/4ساعت 2:13 توسط dj ebi |
|
سالها بود که در صحنه زیبای خیال همه جا نقش تو را می دیدم روزها بود که از باغ تماشایی عشق گل لبخند تو را می چیدم من به اندازه خوشحالی تو تک و تنها گشتم سو ختم در تب و تاب شعله سرکش غم ها گشتم همچو بذری که به صحرای فنا ریخته شد قلب من با غم عشق تو درآمیخته شد تو چه می دانستیمن سراپا شورم تو چه میدانستی غرق عشق و نورم تو مرا با لبخند با هزاران سوگند سوی خود می خواندی من گل شادابی در دل پاک طبیعت بودم عاشق دست پر از مهر حقیقت بودم به نگاهی تو مرا از تن خاک سوی خود می خواندی تو چه میدانستی من سراپا شورم تو چه می دانستی غرق عشق و نورم سال ها رفت و هنوز در عبور شب و روز تو و من هر دو گرفتار و اسیر نه گناهی از تو نه خطایی از من خبر از لحظه پرواز نگیر |
|
+ نوشته شده در
2008/1/4ساعت 2:11 توسط dj ebi |
|
|
دلم گرفته آسمون نمي تونم گريه كنم شكنجه مي شم از خودم نمي تونم شكوه كنم انگاري كوه غصه ها رو سينه من اومده آخ داره باورم مي شه خنده به ما نيومده دلم گرفته آسمون از خودتم خسته ترم تو روزگار بي كسي يه عمر كه دربدرم حتي صداي نفسم دلم گرفته آسمون مي گه كه توي قفسم يه كم منو حوصله كن من واسه آتيش زدن نباشه ازاين روز گار يه كوله بار شب بسم يه خورده كمتر گله كن |
|
+ نوشته شده در
2008/1/4ساعت 2:9 توسط dj ebi |
|
غربت را حتما نباید لای الفبای شهری غریب بیابی و یا جایی پشت لحظه های آشنا همین که عزیزت نگاهش را به دیگری تعارف کند کافیست تا تو غریب شوی |
|
+ نوشته شده در
2008/1/4ساعت 2:5 توسط dj ebi |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
|
| نوشته های پیشین |
|
88/04/01 - 88/04/31 87/08/01 - 87/08/30 87/06/01 - 87/06/31 86/12/01 - 86/12/29 86/11/01 - 86/11/30 86/10/01 - 86/10/30 |
| عــــــز یــزان گـــلـم |
|
D J H A M I D D J M A H M O U D D J M A M A L DJ RAHMANI ali.danesh ashkan elham tara akbar.amin khaterate 51 sale zendegem كوچ پرستو |
|
RSS
|